هلوووووووووووووووووو وووو ووو وو و !!!!

اونروزی چیدیم با مامان بزرگ و بابا بزرگم(مادری)

وخالم (dear aunt)و دایی کوچیکم و زنداییم بریم پارک ارم

حساب کن دیگه فقط من و خالم و مامانم و داییم اهل حالیم!!

مامان بزرگم یکم گشت ارشاده منم که ولنگ وباز....

نشستیم شام بخوریم من شالم و انداختم پشت گوشم مامان بزرگم میگه گوشت یخ میزنه بزار تو

میگم مامانی تو رو خدا الان که گرمه

میگه حالا بذار تو دیگه بعد در حال جنگ و جدل بودیم داییم هم داشت همچیو میدید گفت عاطی بهت یه اس میدم آروم بخون گفتم باشه

من خوندم دیدم نوشته:

آقا این دخترایی که گوششون رو میندازن بیرون دقیقا منظورشون چیه؟؟

من گوش دارم شما ندارین

من خیلی با گوشم.....اصن من خوده خر گوشم

گوشم تو حلق شما

شمارت رو بگو من سر تا پا گوشم!!!!!!

تازگیا فهمیدم داییم خیلی باحاله.....

بگذریم

قبل اون رفتیم من و خالم و مامانم و داییم ترن هوایی سوار شیم لوپ نه معمولی من یکم ترسم گرفته بود چون این یدونه رو اولین بار بود که اجازه میدادند سوار شم وگرنه حساب کن وقتی ۱۲ سالم بود فقط من و داداش کوچیکم مهدی با مامی و ددی رفته بودیم

من و مامی ترن لوپ سوار شدیم بعدن مرده گفت خانوما وزنتون کافی نیست یدونه وزنه ۴۰ کیلویی گذاشت پشتمون حساب کن دیگه!!!!

بعد  خلاصه خالم و مامیم شروع کردند اسم داییم رو میگن بعد میگن کمک کمک من موندم چی بگم آخه نمیخواستم از اونا تقلید کنم منم شروع کردم فامیلی معلمم رو صدا زدن آخه ایشون مثله برادر من هستن بعد اسمشون م نمیدونم بعد یه دفعه مامیم زد زیره خنده میگه عاطی چرا حالا معلمت میگم خود جوش بود حالا بذار یکم الکی جیغ بزنم بهله و همچین آدمی هستیم ما...