هلووووووووووووو وووو ووو وو وو و و!!!!!!!!!

سلووم

خاطره هام یه مدت بود ته کشیده بود الان یکیش یادم اومد گفتم پستش کنم

هر سال ۱بار یا۲ بار معمولا تابستونا مامیم همه ی موهامو ریز ریز میبافه تقریبا۶۰ یا۷۰ تا میشه بعد پارسال بافته بود با دوستم میرفتم کلاس نقاشی هر هفته ۱ جلسه داشتیم ولی طولانی یه جلسه موهامو بافته بودم رفتم دوستم چه قدر گفت نمیدونم خوشگل شده بهت میاد و اینا  بعد معمولا تا۱۰ روز میمونه رو سر چون باهاش حموم هم میشه رفت خلاصه منم دیگه نمیدونم کی بافته بودم که برای جلسه ی بعدش بافت هامو باز کرده بودم بعد منشی اموزشگاه اومده داره حضور غیاب میکنه بعد میگه عاطی موهاتو باز کردی میگم بهله دیگه بعد رفته سراغه میز بغلی دوستم برگشته با ناراحتی میگه عاطی بره چی بازش کردی؟؟؟؟

میگم خب دیگه بهم ریختش باز کردم!!!

گفت اشتباه کردی!!!!!

برگشتم میگم:... خب پس کی باید بازش میکردم باید میذاشتم کپک بزنه تا باز کنم عایا؟؟؟؟؟؟؟

بعدم یه دفعه دوستم و منشیه زدن زیره خنده دوستم دیگه هیچی نگفت ولی منشی مون تا خیلی بعد منو میدید یادآوری میکرد

هعیییییییییییییییی