هلووووووووووووووووووووووو وووو ووو وو وو و!!!!!!!!!!!!!!!

وااااااااااااای الان احساس خوشبختی میکنم دارم پر میکشم

چون باعث شدم فاطی جونم دوست صمیمیم که بهش آجی فاطی میگم ۱۰ سالم با هم دوستیم به عشقش برسه خیلی وقت یکی چشمش رو گرفته بود منم راجبه پسره ازش پرسیدم فهمیدم تو کلاس زبانه رفتم یه جلسه تو کلاس زبانشون نشستم دیدم پسره حالش از اون بد تره بعد کلاس زبان به دوستاش سلام کردم بعد گفدم شوما آقا امیر هستید دیگه گفت بهلع  بعد گفدم بد جور دل این دوسته ما رو بردی هاااااع

برگشت گفت بچه ها برید اونور بعد گفت واقعا راست میگید گفتم بهلع شما چه طور گفت تو هم جای خواهر من بد جور دوسش دارم عقل از سرم برده بعد فاطی رو صدا کردم بعد پسره طبق قرار گفت خیلی دوست دارم فاطی هم برگشت گفت میمردی از اول بگی!!!

بهلع و این گونه بود که دوست شدند البته در جهت خیر هااااع

 

شوما هم اگه بخواید براتون از این وساطط ها میکنمااااااااااا!!!!!!!!!

فقط توی نظرات بگید خواستید خصوصیش کنید